ببخشید که من چند روز نه بودم بخاطر که انتیرنیت خراب بود و از این روز به بعد در خدمت دوستان هستم
|
با سلام و عرض خسته نباشید امید وارم که تمام دوستان خوب باشد
ببخشید که من چند روز نه بودم بخاطر که انتیرنیت خراب بود و از این روز به بعد در خدمت دوستان هستم
+ نوشته شده توسط محمد حسن دانش در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت
10:24 |
در آن سوي كوه ها منطقه ي است موسوم به جاغوري و از ولسوالي هاي متعلق به ولايت غزني مي باشد در سال 1354 در خانواده دهقان زحمتكش به نام سيد محمد علي نوزادي متولد شد وي را سيد محمد رضا ناميد پس از دوران زيباي كودكي شامل مكتب ليسه فيضيه در آن ديار گرديد و صنف دهم را در آن مكتب به اتمام رساند، وقتي جنگ هاي خانمانسوز دامنه اي وطن را فراه گرفت غربت و مهاجرت براي مردم افغانستان آغوش باز كرده بود طالبان با گونه هاي متنوع تعدي مردم را به سمت آواره گي تشويق مي كرد . سيد محمد رضا انتظار يكي از افراد است كه طعم غربت را به مفهوم واقعي آن چشيده است . در كويته پاكستان ديپلم را از ليسه عالي نور اخز نمود و گاهگداري مي نوشت و شعر مي گفت بعد از دوران ليسه تهران نيز چهره اش را براي ايشان نشان داد اينكه چگونه ........ + نوشته شده توسط محمد حسن دانش در چهارشنبه بیستم تیر 1386 و ساعت
20:5 |
نفوس را بي طرفانه بشماريد ! بنا بر گزارشات مقامات رسمي قرار است برنامه امتحاني سر شماري نفوس در 36 ولايت ، سر از تاريخ 20 ماه سرطان سال جاري آغاز گردد وطي 21 روز در تمام نولايات كشور پايان يابد . قرار گفته آقاي صادق مدبر معاون اداره امور ، رييس جمهور در آخرين جلسه ي شوراي وزيران تمامي وزارت ها و دواير دولتي را موظف به همكاري در اين مورد نمودند. قابل گفتن است كه در حال حاضر احصاييه اطمينان بخشي در اين مورد وجود ندارد اما بر اساس تخميني غير دقيق ، نفوس افغانستان 27 ميليون حدس زده مي شود . برنامه نفوس شماري يكبار در اواخر حكومت ظاهر شاه به جريان انداخته شد كه ظاهرا خيلي نمايش و بدون رعايت روش هاي درست انجام پزيرفت و رقمي در حدود بيشتر از بيست ميليون از آن بدست آمد . بار ديگر در زمان كمونيستها اين پروژه روي دست گرفته اما به دو دليل ،يكي سياسي ساختن اين پروژه و ديگري عدم امكان دسترسي به مناطق غير شهري ، كه عمدتا تحت تسلط مجاهدين قرار داشت و يا براي دولتي ها ناامني ، مانع از آن شد كه نتيجه اين سر شماري قابل اعتماد باشد. وانگهي موجوديت تمايلات و گرايشات قومي و نژادي و تعمد برخي از مقامات حزبي و دولتي در زياد و يا كم نشان دادن نفوس برخي از مناطق و يا اقوام ،نتايج آنرا مخدوش ساخت. حدود دوسال قبل نيز با اختصاص مبلغ 50 ميليون دالر از كمك هاي صندوق ملل متحد كوشش مجددي براي سر شماري صورت گرفت اما به حدي دروغين و تقلبي و نمايشي بود كه هيجگاه مورد قبول مردم قرار نگرفت و مسخره تر از همه اينكه در بسياري از مناطق ،حتا در كابل اصلا كسي براي سر شماري پا نگذاشت ولي فورمه هاي سرشماري را پركردند. اكنون كه يكبار ديگر اين پروژه بدون آمادگي هاي علمي و تخنيكي و تربيه و آموزش مجريان كاز آزموده با سرمايه 50 ميليون دالر ديگر ، روي دست گرفته مي شود ، خطر آن وجود دارد كه مانند دفعات قبل جز مصرف مقداري پول ، هيچ نتيجه اي در بر نداشته باشد . بر علاوه آنكه مشكلات امنيتي در بسياري از ولايات كشور و نيز عدم وجود ار قام دقيق مهاجرين در ساير كشورها اين پروژه را به چالش مواجه مي سازد. با وجود آن مسوولين ملل متحد گفته اند كه بخاطر تطبيق اين برنامه توسط كارمندان افغاني ، موضوع نا امني ها اثر منفي نخواهد داشت . در هر صورت سر شماري نفوس در امر توسعه و طراحي برنامه ريزي استراتيژيك ضرورتي حياتي به حساب مي آيد و عدم انجام آن برنامه هاي باز سازي را به مشكل واجه مي سازد. اما عدم دقت و سرسري گرفتن آن نيز مي تواند موجب مشكلات عديده اي گردد. يكي از دلايل به تعويق افتادن تشكيل شوراهاي ولسوالي ها ، نبود ارقام دقيق نقوس اعلام مي شد و بر همين قياس خيلي از كار هاي اساسي ديگر را مي توان فهرست كرد كه بدون در دست داشتن شمار نفوس ، انجام آن ممكن نيست . غير عادلانه بودن تشكيل واحد هاي اداري كه در بسياري از مناطق كشور ما ، مورد ادعا است و در كليت آن از گذشته هاي خيلي دور به ميراث مانده است و براي مردم ما قابل اطمينان نيست و اغلبا آن را آكنده از تبعيض طلبي و نشانه اي از نابرابري قومي مي بينند، از طريق راه اند ازي يك سر شماري دقيق مي تواند براي هميشه حل گردد. زود رس ترين نتيجه اين كار اعاده اعتماد به دولت و تقويه روحيه همبستگي ميان مردم است كه نبايد آنرا دست كم گرفت . ترديدي در اين نيست كه واحد هاي اداري ما چه در سطح ولايات و چه در سطح ولسوالي ها بر اساس ملاحظات سياسي حكومتها و بخاطر ايجاد نفاق و خصومت دايمي ميان مردم ، تقسيم بندي شده اند . همين امر يكي از عوامل بسيار اساسي در نزاع هاي قومي و طايفه اي به حساب مي آيد . بر اين اساس ضرورت يك سر شماري علمي و دقيق با استفاده از روشهاي تجربه شده در جهان ، براي توسعه سياسي ، اجتماعي و اقتصادي جامعه ما ضرورتي اجتناب نا پزير است . بنا بر اين نبايد سطحي گرفته شود و هم چون گذشته نبايد بصورت نمايشي و دروغين و بر اساس ملاحظات سياسي اجرا گردد. برگرفته شده از روزنامه ۸صبح + نوشته شده توسط محمد حسن دانش در چهارشنبه بیستم تیر 1386 و ساعت
13:45 |
زخم ناسوري به عمق يك قرن مساله كوچي ها به عنوان زخم چركين و كهنه اي موسمي كه هر سال تازه مي شود و اغلبا جنگ و خونريزي و آوارگي و در بدري تعدادي از هموطنان مارا بدنبال خود برجا مي گزارد،طبق معمول امسال نيز موجب مرگ و آوارگي و در بدري تعدادي از مردم ولسوالي بهسود ولايت ميدان وردك گرديد. امير عبد الرحمان ،در ادامه سركوب خونين و قتل عام هزاره ها و براي استمرار سياست هاي هراس افگنانه اش و نشان دادن تداوم روحيه انتقام و سركوب بيرحمانه اش و نيز ايجاد دشمني و خصومت تاريخي ميان اقوام افغانستان و مشغول نگهداشتن آنان در نزاع مداوم عليه همديگر ، با صدور يك فرمان جابرانه ،بدعتي را به ارث گذاشت كه توسط وارثانش پيوسته توسعه و تداوم يافت. در طول اين مدت هيچ يك از حكومت هاي افغانستان كوششي براي حل و فصل كوچي ها از خود نشان ندادند بلكه كوشيدند از آن به مثابه يك حربه سياسي بخاطر فريب عده اي و نيز بيچاره ساختن عده اي دينگر بهره برند و با داشتن لشكري بي مزد و تنخواه ، خصومتي را نهادينه سازند كه مثل ساير دولت هاي استبدادي بكار شان مي آمد و آنانرا قادر مي ساخت در پناه آن به ادامه حكومت بپردازند. در نتيجه اين سياست خانمان بر انداز عده اي از هموطنان ما، خانه بدوشي مداوم را بعنوان سرنوشت ابدي خويش پذيراشدند و بي سر پناه و كاشانه اي به زندگي رقتبار و درد آور شان ادامه دادند و تعداد ديگري نيز در هراس مداوم از آنان مجبور به تقسيم كردن دار و ندار خويش با شكري كه هيچ دشمني با آنان نداشتند بپردازند. اما همه داستان اين نبود كوچيها كه به تحريك حكومت ها خود را مالك و صاحب همه اموال منقول و غير منقول مردم محلي مي دانستند ، از هيچ ستمي پرهيز نمي كردند زيرا مي دانستند هر گز مورد باز خواست قرار نمي گيرند و حكومتها هرگز به داد خواهي از ستمديده گان و غارت شدگان نمي پردازند. با سقوط حاكميت طالبان و بوجود آمدن رژيم جديد تصويب قانون اساسي ايكه هر فرد هموطن مارا به عنوان يك شهروند داراي حقوق مساوي مي شناخت ، و هيچ كسي را امتياز خاصي نميبخشيد ، انتظار آن مي رفت كه در پهلوي رسيد گي به سايرمسايل و مشكلات ملي ، مساله كوچي ها نيز مورد باز بيني قرار گرفته و راه حلي اصولي براي آن جستجو گردد . اين خوش بيني زماني بيشتر شد كه قانون اساسي افغانستان كوشش دولت براي ايجاد زمينه هاي مساعد زندگي كوچيها و تلاش براي اسكان دادن آنان را يكي از وظايف آن مي شمرد. اما متاسفانه كمترين كوششي در اين راستا انجام نپذيرفت و معضله كوچي ها همچنان به عنوان يك مشكل ، با تمام پيامد ها پي آورد ها ي منفي آن بر جاي ماند. تا اينكه سال گذشته و در اوايل بهار ، باز هم كاروانهاي كوچي روبه هزاره جات نهادند و با زخمي كردن و كشتن چند تن از اهالي به پيشروي ادامه دادند. امسال نيز از يك ماه قبل بدينسو ، باز هم كوچي ها به مناطق هزاره نشين راه گشودند و اينبار با سوختاندن خانه ها و كشتن چند تن آغاز به پيشروي كردند صد ها خانواده ، راهي جز فرار بسوي كابل نيافتند و مجبور شدند براي احتراز از خونريزي و جنگ به داد خواهي غير مسلحانه بپردازند و در حاليكه گزارش ها همه حاكي از مسلح بودن كوچي ها داشت و لي مردم محل قبل از اين اسلحه خويش را به دولت سپرده بودند وخاطرجمع بودند كه دولت از مال و جان آنان در برابر هر تهاجمي دفاع مي نمايد. در طول اين مدت آنها يك مظاهره مسالمت آميز و قانوني را براه انداختند و در خواست هاي شان مبني بر رسيدگي قانوني را به مراجع مربوط سپردند. آنان همچنان توانستند با رييس دولت ديدار نموده عرايض خويش را مستقيما به سمع ايشان برسانند. در نتيجه باز هم كمسيوني منصوب و براي تحقيق بيشتر به محل فرستاده شد، اما هنوز نتيجه كار آن معلوم نيست . در شرايط حساس كنوني كه كشور ما از چار سو در معرض تهديد قرار گرفته است و هر نوع تشنج و در گيري و نزاع و خصومت ، مي تواند بستري براي برهم زدن امنيت و اخلال گري توسط دشمنان مردم ما گردد بر دولت لازم است كه براي حل خصومت ها و نزاع ها ميان كوچيان و مردم محل اقدام جدي نمايد و با وقت گذراني و ندانم كاري و امروز و فردا كردن ها موجب شعله ور ترشدن آتشي كه بيشتر از يك قرن است شعله وراست و هستي مردم را مي سوزاند نگردد. پايان گيرفته شده از روزنامه 8صبح + نوشته شده توسط محمد حسن دانش در دوشنبه هجدهم تیر 1386 و ساعت
17:37 |
قصه ای نا تمام کارگردان و فیلمبردار : سید محمد رضا انتظار دستیار : علی حقجو تهیه کننده : امید پرودکشن زمان : 30 دقیقه تاریخ تولید : بهار 86 قصه نا تمام مستند است که سر گذشت یک طبیب را در منطقه ای از هزاره جات به تصویر می کشد. + نوشته شده توسط محمد حسن دانش در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت
16:15 |
الگو
فیلمبردار و کارگردان : سید محمد رضا انتظار دستیار: علی حقجو تهیه کننده : امید پرودکشن زمان : 15 دقیقه تاریخ تولید: بهار86 هزاره جات جغرافیای است کوهستانی و صعب زمستان اکثر مناطق شش ماهه و مردم آن محروم و آسیب پزیر اند. ادامه مطلب + نوشته شده توسط محمد حسن دانش در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت
13:44 |
معرفی فیلم هایی که در امید پرودکشن تولید شده است
همسایه
کارگردان و فیلمبردار: سید محمد رضا انتظار دستیار: علی حقجو تهیه کننده : امید پرودکشن ادیتور: غلام محمد محصل زمان : 22 دقیقه تاریخ تولید حمل 1386 همسایه یک قسمت از مجموعه مستند است که در قریه ای آب یرت از مربوطات ولسوالی بهسود ساخته شده است. این فیلم قصه ای تراژیدی است در مناطق مرکزی هزاره جات که به یکی از وقایع تاریخی این مردم تعلق می گیرد. ظاهر فیلم قصه ای زندگی مردی همسایه ای را در زمستان هزاره جات نشان می دهد که در خانه ای محقرانه ای با حیوانات یکجا زندگی می نماید و در اثر عدم موجودیت امکانات رهایشی اکثراٌ دچار مریضی اند. این مرد یکی از همسایه های هزاره جات است که در زمان قتل عام عبد الرحمان فراری شده است عبد الرحمان یکی از پادشاهان جبار افغانستان است . عبدالرحمان در زمان خودش هزاره جات را به بد ترین شکل به خون و آتش کشاند و 60% در صد این مردم را نابود ساخت آنانکه از آن زمان باقی مانده یا آواره کشور های دیگر اند یا در مناطق مختلف هزاره جات به نام همسایه زندگی می نمایند که اکثرٌا پس از 250 سال هنوز هم صاحب ملکی نیست و بار محرومیت را به دوش می کشد + نوشته شده توسط محمد حسن دانش در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت
13:38 |
نگاهی گذرا به مدرنیسم در سینما
ظهور سینما در اوایل قرن بیستم همزمان بود با اوج مدرنیسم در سایر هنرها و سینما بالطبع به عنوان هنری که ریشه در شش هنر دیگر دارد از آنان تاثیراتی گرفته. مفهوم داستان مدرن با آثار نویسندگانی چون جویس ، همینگوی ، پروست و... در آغاز قرن بیستم شکل گرفت و در حالیکه سینما روزهای آغازینش را می گذراند ، داستان نویسان مدرن به شیوه های تازه ای برای روایت دست می یافتند. در نقاشی و کلا هنرهای تجسمی مکاتب تازه ای چون امپرسیونیسم ( و بعد پست امپرسیونیسم) ، کوبیسم و آثار انتزاعی بوجود آمدند. پس سینما از همان اوان تولد با جنبشی گسترده که به آن هنر مدرن اطلاق می شد روبرو گردید. بهتر آن است آن چیزی را که سینما کلاسیک می خوانیم در آمریکا جستجو کرده و از آن جا آغاز کنیم. آمریکای اوایل قرن بیستم ، کشوری که تازه قصد ورود به عرصه های گسترده جهانی را داشت و بدون کمترین پیش زمینه تاریخی و فرهنگی به سینما چشم دوخت. استودیو های آمریکایی از همان ابتدا چشم به تماشاگر داشتند و با شگرد های مختلف ، همچون ستاره پروری ، سعی در کشاندنش به سینما می کردند. اولین بار مفهوم فیلم داستانی توسط ادوین اس پورتر و با فیلم معروفش سرقت بزرگ قطار وارد سینما شد. آمریکایی ها ارزش داستان گویی و داستان پردازی را درک کردند و کسانی چون دیوید وارک گریفیث اقدام به ساخت شماری از بهترین آثار داستانی سینمای صامت نمودند. در همین حال سینمای اروپا و شوروی سمت و سوی دیگری در پیش می گرفت.
در آلمان و تحت لوای مکتب اکسپرسیونیسم ( که از تئاتر اکسپرسیونیسم آلمان نشات می گرفت ) مدرنیسم نخستین قدم هایش را برای ورود به سینما برداشت. همزمان در روسیه ، فیلمسازان انقلابی روس چون آیزنشتاین و پودوفکین تئوری معروف مونتاژی شان را انتشار دادند و مونتاژ را پایه هنر سینما خواندند. در فرانسه فیلمسازان به سمت ساخت آثار واقع گرا کشیده شدند و سعی شان بر این بود تا حد امکان رئالیسم را وارد سینما کنند. در اسپانیا فیلمسازی چون لوئیس بونوئل دست به تجربه های تازه ای برای وارد کردن سوررئالیسم به سینما زد و با همکاری سالوادر دالی (نقاش بزرگ سوررئالیست ) اولین فیلمش ، سگ آندلسی ، را عرضه کرد. با این حال سینمای مدرن غالبا به سینمای اروپای بعد از دهه 1960 اطلاق می شود. سینمایی که تازه موج نوی فرانسه را شروع کرده و فیلمسازانی چون گدار و تروفو دست به بدیع ترین تجربه ها در آن می زدند. در ایتالیا بزرگانی چون فلینی و آنتونیونی بهترین آثارشان را در همین دوران عرضه کردند. در انگلستان کسانی چون جان کاساوتیس و کن لوچ در تلاش بودند تا واقعیت را هر چه بهتر وارد سینما کنند. اما آمریکایی ها تا اواخر دهه 50 سینمای کلاسیک محکم و استواری را آفریدند تا جایی که بسیاری از قوانین و اصول اولیه سینما نیز با توجه به سینما کلاسیک آمریکا وضع شد. تا اینکه در اولین سال دهه شصت، آلفرد هیچکاک که خود یکی از بزرگترین کلاسیک سازها محسوب می شد ، با شاهکارش بیمار روانی شوک بزرگی به سینما وارد کرد. هر چند تا مدتی منتقدین این اثر استاد را مورد تمسخر قرار می دادند!س او برای اولین بار شخصیت اصلی فیلم را در سی دقیقه اول عوض کرد و مفهوم جنسیت را وارد پرده نقره ای نمود. مفهوم جنسیت با این فیلم بعد تازه ای پیدا کرد و جنسیت با خشونت به طرزی باور نکردنی در این شاهکار استاد ، ترکیب شدند. وسترن های دهه 60 نیز دیگر وسترنر های خوب و مثبتی را تصویر نمی کردند که مانند شخصیت اصلی ماجرای نیمروز (فرد زینه من ) یک تنه با دشمن وارد جنگ شود بلکه اینان وسترنر هایی بودند که مانند بوچ کسیدی و ساندنس کید دائم در حال فرار بودند حال آنکه فرار در قاموس وسترنر کلاسیک جایی ندارد. فیلم هایی چون بانی و کلاید و این گروه خشن ، خشونت عریانی را وارد پرده سینما کردند که تا پیش از این حتی فکر چنین خشن نمایی هایی را در سینما نمی شد داشت. در اوایل دهه هفتاد نسلی پا به عرصه گذاشتند که به معنای واقعی انقلابی در سینما به وجود آوردند. نسلی از کسانی چون کاپولا ، اسپیلبرگ ، لوکاس ، دی پالما و... . اسپیلبرگ با نخستین فیلمش دوئل نوید فیلمسازی نوین را می داد و کاپولا و لوکاس با آثار معروفشان پدرخوانده ها و مجموعه جنگ ستارگان بزرگترین کالت های سینمایی را به تماشاگران عرضه کردند. کمدی در دهه هفتاد آمریکا با ورود کمدین بزرگی چون وودی آلن رنگ دیگری به خود گرفت و فلسفه مرگ که تا پیش از این مختص فیلم های کسالت بار اروپایی بود ، وارد کمدی نیز شد. این سینما راه خود را در پیش گرفت تا اینکه در اوایل دهه 90 دوباره اتفاق مهمی در تاریخ سینمای مدرن به وقوع پیوست : کوئنتین تارانتینو جوانی عاشق سینما و یک خوره فیلم واقعی با کمترین هزینه بیشترین شوک را به سینما وارد کرد. سگدانی ( سگهای انباری) نه تنها نوید فیلمساز بزرگ دیگری را می داد بلکه آغازگر نسلی از سینماگرانی شد که نکته مشترک همه آن ها عشق فراوانشان به سینما (همچون موج نویی های فرانسه) و جسارتشان در ارایه انواع جدیدی از روایت بود. تارانتینو با دومین و بهترین فیلمش تاکنون ، داستان عامه پسند ، تبدیل به فیلمساز محبوبی شد. هال هارتلی ، جیم جارموش، دیوید فینچر ، گاس ون سنت، تیم برتون، دیوید لینچ و... هر کدام در حقیقت مدرنیست های سینمای دهه نود بودند. ||::این مطلب از وبلاگ گروه فرهنگی و هنری فام اخذ شده است . http://fam.blogfa.com/ + نوشته شده توسط محمد حسن دانش در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت
18:11 |
معرفی مدیر عمومی امید پرودکشن علی حقجو هستم متولد کشور زیباو کوهستانی افغانستان زمان تولدم توام بود ، با جنگ و نا امنی چیزی که هنوز از آن رنج میبریم. زمان کودکی ام در کابل منطقه قلعه چه بوده زیاد آنروز ها را به یاد ندارم فقط صدای گلوله ها و نور روشن انداز ها و رنگ مرمیهای رسام را بسیار کم به خاطر دارم با وجود کودکی ام وحشت و ترس را احساس می کردم از خانواده دوستدار وطن و آزادی آن هستم پدرم یک مبارز آزادی بود و اعتقاد داشت باید برعلیه تجاوز جنگید مبارزات پدرم مارا آواره ساخت طعم تلخ آوارگی را سالها چشیده ام . درس را در مکاتبی خوانده ام که بر فراز آن یا پرچم پاکستان بوده و یا پرچم ایران در هر حال تحصیل را در مراحل آکادمیک آن دررشته سینما به پایان رسانده ام . بعد از پایان تحصیل در تلویزیون ایران مجموعه ای ساختیم تحت عنوان روایت هجر که همزمان با آن تلویزیون الانوار عربی زبان در مراحل شروع به کار بود و در کارهای مشوره دهی آن همکاری میکردم بعد از شروع به کار مئوفقانه تلویزیون الانوار تلویزیون فارسی زبانی بنام سلام که وابسته به الانوار هست قصد شروع به فعالیت نمود و سه مرکز فعالیت داشت یکی از مراکز فعالیت آن که مربوط افغانها میشد بعهده من سپرده شد یکسال تا شروع نشرات این تلویزیون از تولید برنامه تا مشوره دهی و مدریت امور بعهده من بود بعد از شروع نشرات این تلویزیون به کشور عزیز افغانستان آمدم تا مجموعه ای از بناهای تاریخی مذهبی این کشور را برای این تلویزیون بسازیم که به دلیل مسائل امنیتی این پروژه نیمه کاره ماند و بخش افغانستان آن تلویزیون که از ایران رهبری میشد را به کسی دیگر سپردم . تولیدات تلویزیونی زیاد داشته ام اما بصورت ویژه هفت کار مستند و داستانی کوتاه انجام داده ام که از بودجه شخصی خودم بوده . امید پرودکشن نهادی استکه بعد از فراز و نشیب های فراوان شکل گرفته و تصمیم بر آن است تا مرکز تولیدات فیلم های مستند و داستانی باشد که مناسب با معیار های جهان بوده و اندیشه های آکادمیک درآن لحاظ شده باشد زیرا تنها مجموعه ای استکه تحصیلات اکادمیک در زمینه سینما دارند و تولیدات شان توأم با معیار های جهان سینمااست . امید پرودکشن بر اساس مسئولیت انسان دوستانه و معیار های حقوق بشربیشتر به اقشاری خواهد پرداخت که سالها گم نام خاموش و بی صدا و تصویر بوده ، قصه هایی را روایت خواهد کرد که در پستوهای تاریک عقده های خود خواهانه و حیوانی عده ای خاموش و بی صدا روایت شده و در همانجا دفن شده قصه هایکه در کم بود سوژه برای جهان سینما بکر و دست نخورده و غیر قابل تصور است قصه انسانهای سربلند و صبور اما گرفتار چنبره حیوانیت و عقده حقیرانه مزدوران بیگانه و زر. امید پرودکشن تا کنون تولیدات بسیار خوبی داشته و همچنان در حال کار روی پروژه های جدید است امید پرودکشن هرنوع نظرات و پیشنهادات دوستان و عزیزان را پزیرا میباشد. و مرجعی است برای آزاد اندیشان و دوست داران حقوق اساسی انسان. با احترام علی حقجو مدیر عمومی امید پرودکشن + نوشته شده توسط محمد حسن دانش در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت
14:47 |
امید پرودکشن یک مرکز خصوصی،فرهنگی و هنری می باشد که در راستای ساخت فیلم های مستند ، داستانی و ساخت اعلانات تلویزیونی و تیزر های تبلیغاتی و برنامه های تلویزیونی فعالیت می نمایند. امید پرودکشن به همت یکعده از سینما گران و فیلمسازان مسلکی بعد از ختم پروسه دوره مهاجرت در افغانستان ایجاد گردیده و کادر کاری آن کاملاًمسلکی و اکادمیک می باشد امید پرودکشن برخوردار از وسایل مدرن حرفه ای برای اجرای تولیدات سینمای ِ تلویزیونی می باشد. تزرهای تبلیغاتی و اعلانات تلویزیونی به شکل ساده و تیری دی مکس ( سه بعدی ) طبق سفارش و در خواست پیشنهاد کننده ساخته می شود .
محمد حسن دانش منشی امید پرودکشن
+ نوشته شده توسط محمد حسن دانش در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت
18:5 |
|
|